چیزی را بر پایهٔ الگویی مشخص مرتب یا سازماندهیکردن.
مثالهای طبیعی
Die Lehrerin strukturiert den Unterricht in drei Abschnitte.
معلم درس را به سه بخش تقسیمبندی میکند.
Bitte strukturieren Sie Ihre Notizen nach Themen.
لطفاً یادداشتهایتان را بر اساس موضوع مرتب کنید.
Das Team strukturierte den Bericht übersichtlich.
گروه گزارش را بهشکلی روشن سامان داد.
نکتهٔ کاربردی
این فعل ضعیفِ -ieren و با haben است و اسم مفعولش ge- نمیگیرد؛ sich strukturieren کاربرد جداگانهای است.
درس کوتاه: strukturieren
چیزی را بر پایهٔ الگویی مشخص مرتب یا سازماندهیکردن. این فعل ضعیفِ -ieren و با haben است و اسم مفعولش ge- نمیگیرد؛ sich strukturieren کاربرد جداگانهای است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «strukturieren» مطابقت دارد؟
