معنی ۱neutral · 90%
یک بخش یا واحد از چیزی
مثالهای طبیعی
Ich möchte ein Stück Kuchen.
یک تکه کیک میخواهم.
Sie isst zwei Stück Obst.
او دو عدد میوه میخورد.
Schneide das Brot in kleine Stücke.
نان را به تکههای کوچک ببر.
نکتهٔ کاربردی
Stück برای شمارش واحدها نیز بسیار رایج است.
ترکیبهای رایج
ein Stück Kuchen — یک تکه کیک

