معنی ۱neutral · 88%
ناگهانی یا شدید افتادن، اغلب پس از از دستدادن تعادل
مثالهای طبیعی
Er ist auf dem nassen Weg mit dem Fahrrad gestürzt.
او در مسیر خیس با دوچرخه زمین خورد.
Halt dich am Geländer fest, damit du nicht stürzt.
نرده را بگیر تا زمین نخوری.
Die Patientin stürzte gestern in ihrer Wohnung.
بیمار دیروز در خانهاش زمین خورد.
نکتهٔ کاربردی
Perfekt معمولاً ist gestürzt است. stolpern یعنی لغزیدن یا تلوتلوخوردن؛ stürzen بر خودِ افتادن تأکید دارد.

