فرد یا جسمی را بهصورت فیزیکی نگه داشتن یا تکیهگاه دادن
مثالهای طبیعی
Nach dem Unfall stützte ihn ein Freund beim Gehen.
پس از حادثه، یکی از دوستان هنگام راهرفتن او را نگه داشت.
Holzbalken stützen das alte Dach.
تیرهای چوبی سقف قدیمی را نگه میدارند.
Sie stützte sich mit einer Hand am Tisch ab.
او با یک دست به میز تکیه داد.
نکتهٔ کاربردی
الگوی اصلی jemanden/etwas stützen متعدی است. شکل بازتابی sich auf/an etwas stützen برای تکیهدادن خود به چیزی نیز رایج است.

