معنی ۱neutral · 88%
ساکت، بیصدا یا ناتوان از سخنگفتن
مثالهای طبیعی
Der Film ist stumm und wird von Live-Musik begleitet.
فیلم صامت است و موسیقی زنده آن را همراهی میکند.
Vor Überraschung blieb sie einige Sekunden stumm.
از شدت تعجب چند ثانیه بیحرف ماند.
Nach der Operation war der Patient vorübergehend stumm.
بیمار پس از عمل موقتاً قادر به صحبت نبود.
نکتهٔ کاربردی
stumm میتواند نبودِ گفتار یا صدا را بیان کند. Stummfilm یعنی «فیلم صامت». برای افراد از بیان خنثی استفاده کن.

