چند ساعت یا ساعتهای زیادی طولکشیده؛ در کاربرد عاطفی اغراقآمیز یعنی بیشازحد طولانی.
مثالهای طبیعی
Wir warteten stundenlang auf den verspäteten Zug.
ساعتها منتظر قطار تأخیردار ماندیم.
Sie telefonierte stundenlang mit ihrer Schwester.
او ساعتها با خواهرش تلفنی صحبت کرد.
Nach der Wanderung schliefen die Kinder stundenlang.
بچهها پس از پیادهروی ساعتها خوابیدند.
نکتهٔ کاربردی
stundenlang صفتی مربوط به مدت زمان و معمولاً غیرقابلدرجهبندی است؛ اغلب قیدی با فعل میآید، مانند stundenlang warten.
درس کوتاه: stundenlang
چند ساعت یا ساعتهای زیادی طولکشیده؛ در کاربرد عاطفی اغراقآمیز یعنی بیشازحد طولانی. stundenlang صفتی مربوط به مدت زمان و معمولاً غیرقابلدرجهبندی است؛ اغلب قیدی با فعل میآید، مانند stundenlang warten.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «stundenlang» مطابقت دارد؟
