معنی ۱neutral; also used for a fall from a height · 82%
بهطور ناگهانی به زمینافتادن یا از جایگاهی بلند سقوطکردن.
مثالهای طبیعی
Bei seinem Sturz verletzte er sich am Arm.
او در زمینخوردن، بازویش را زخمی کرد.
Der Sturz vom Fahrrad ging glimpflich aus.
زمینخوردن از دوچرخه بهخیر گذشت.
Nach dem Sturz auf dem Eis stand sie langsam wieder auf.
پس از زمینخوردن روی یخ، او آرام دوباره بلند شد.
نکتهٔ کاربردی
Sturz مذکر و جمع آن Stürze است؛ ترکیبهای رایج شامل ein Sturz auf dem Eis و ein Sturz vom Pferd هستند.
درس کوتاه: Sturz
بهطور ناگهانی به زمینافتادن یا از جایگاهی بلند سقوطکردن. Sturz مذکر و جمع آن Stürze است؛ ترکیبهای رایج شامل ein Sturz auf dem Eis و ein Sturz vom Pferd هستند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Sturz» مطابقت دارد؟
