چیزی را کوتاه کردن یا بریدن تا شکل آن محدودتر و مرتبتر شود
مثالهای طبیعی
Die Hecke sollte im Frühjahr vorsichtig gestutzt werden.
پرچین بهتر است در بهار با احتیاط هرس شود.
Der Gärtner stutzte nur die beschädigten Äste.
باغبان فقط شاخههای آسیبدیده را کوتاه کرد.
Er ließ den Bart stutzen, ohne seine Form grundsätzlich zu verändern.
ریشش را کوتاه کرد بدون اینکه شکل کلی آن را تغییر دهد.
نکتهٔ کاربردی
در این معنا stutzen متعدی است و چیزی که کوتاه میشود مفعول آکوزاتیو است.
