معنی ۱formal; academic and technical · 82%
پایه یا بستری که چیزی بر آن استوار میشود یا رشد میکند.
مثالهای طبیعی
Der Boden bildet ein geeignetes Substrat für die Pflanzen.
خاک بستری مناسب برای گیاهان فراهم میکند.
Auf diesem Substrat konnte sich die neue Theorie entwickeln.
نظریهٔ تازه توانست بر این پایه شکل بگیرد.
Mikroorganismen vermehren sich auf einem feuchten Substrat.
میکروارگانیسمها روی بستری مرطوب تکثیر میشوند.
نکتهٔ کاربردی
Substrat خنثی است و جمع آن Substrate است؛ معنای دقیقش به حوزهٔ علمی بستگی دارد.
درس کوتاه: Substrat
پایه یا بستری که چیزی بر آن استوار میشود یا رشد میکند. Substrat خنثی است و جمع آن Substrate است؛ معنای دقیقش به حوزهٔ علمی بستگی دارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Substrat» مطابقت دارد؟
