ظریف، چندلایه و نه بلافاصله آشکار یا قابل تشخیص
مثالهای طبیعی
Der Roman übt subtile Kritik an gesellschaftlichen Erwartungen, ohne belehrend zu wirken.
رمان بدون لحن پندآمیز، نقدی ظریف به انتظارات اجتماعی وارد میکند.
Im Gespräch setzte er subtilen Druck ein, statt offen zu drohen.
در گفتوگو بهجای تهدید آشکار، فشار ظریفی وارد کرد.
Die beiden Entwürfe unterscheiden sich nur in subtilen Details der Typografie.
دو طرح فقط در جزئیات ظریف تایپوگرافی با هم تفاوت دارند.
نکتهٔ کاربردی
subtil اغلب بار مثبتِ ظرافت دارد، اما میتواند فشار یا دستکاری پنهان را هم توصیف کند.
