حمایت مالی دولت یا یک نهاد عمومی برای تقویت یک بخش، فعالیت یا هدف سیاستی
مثالهای طبیعی
Die Subvention soll Investitionen in erneuerbare Energien beschleunigen.
این یارانه قرار است سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر را سرعت دهد.
Kritiker bezweifeln, dass die Subvention langfristig wirtschaftlich sinnvoll ist.
منتقدان تردید دارند که این یارانه در بلندمدت از نظر اقتصادی منطقی باشد.
Die Regierung will bestimmte Subventionen schrittweise abbauen und gezielter ersetzen.
دولت میخواهد برخی یارانهها را تدریجاً حذف و با حمایت هدفمندتری جایگزین کند.
نکتهٔ کاربردی
Subvention معمولاً حمایت عمومیِ مبتنی بر سیاست است؛ هر پرداخت یا تخفیف خصوصی یارانه محسوب نمیشود.
