معنی ۱neutral · 92%
فرد یا گروهی که اغلب ناعادلانه مسئول یک مشکل معرفی میشود تا دیگران از سرزنش دور بمانند
مثالهای طبیعی
Das Team machte einen neuen Kollegen zum Sündenbock.
تیم یک همکار تازه را بزِ بلا کرد.
Eine einzelne Gruppe darf nicht zum Sündenbock gemacht werden.
نباید یک گروه خاص را قربانیِ تقصیر کرد.
Er fühlte sich als Sündenbock für alle Probleme.
او احساس میکرد برای همهٔ مشکلات بزِ بلا شده است.
نکتهٔ کاربردی
الگوهای رایج jemanden zum Sündenbock machen و als Sündenbock dienen هستند.
