پایاندادن عمدی شخص به زندگی خودش.
مثالهای طبیعی
Beratungsstellen informieren Angehörige über Suizid und Prävention.
مرکز مشاوره خانوادهها را دربارهٔ خودکشی و پیشگیری آگاه میکند.
In diesem Bericht wird der Begriff Suizid sachlich verwendet.
در گزارش، اصطلاح خودکشی بهصورت بیطرف بهکار رفته است.
Zur Suizidprävention bespricht das Team konkrete Maßnahmen.
گروه اقدامهای پیشگیری از خودکشی را بررسی میکند.
نکتهٔ کاربردی
Duden برای Suizid جنس مذکر یا خنثی و جمع Suizide ثبت میکند؛ این واژه در گفتوگوهای پزشکی و اجتماعیِ بیطرف بهکار میرود.
درس کوتاه: Suizid
پایاندادن عمدی شخص به زندگی خودش. Duden برای Suizid جنس مذکر یا خنثی و جمع Suizide ثبت میکند؛ این واژه در گفتوگوهای پزشکی و اجتماعیِ بیطرف بهکار میرود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Suizid» مطابقت دارد؟
