Sumpf
B1اسمشکستگی، شکست، سکستگی
JadoLearn Dictionary
Sumpf یعنی شکستگی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
شکستگی، شکست، سکستگی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مجوز، صاحب نظر، واردبکار
شکستگی، شکست، سکستگی
شکستگی، شکست، سکستگی
شکستگی، شکست، سکستگی
شکستگی، شکست، سکستگی
شکستگی، شکست، سکستگی
تالاب، برکه، غدیر
ته رفتن، فرو رفتن، فرو نشستن
لوازم کار، بعهده گرفتن، طناب وقرقره
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.