رابطه یا ترکیب نزدیکی که در آن دو طرف متمایز کنار هم زندگی یا عمل میکنند و از یکدیگر سود میبرند
مثالهای طبیعی
Das Projekt schafft eine Symbiose aus öffentlichem Raum und urbaner Begrünung.
پروژه نوعی همزیستی میان فضای عمومی و فضای سبز شهری ایجاد میکند.
Ihre Zusammenarbeit lebt von der Symbiose zwischen technischer Präzision und kreativem Denken.
همکاری آنها از همزیستیِ دقت فنی و تفکر خلاق نیرو میگیرد.
Bestimmte Pilze und Pflanzen bilden eine Symbiose, von der beide Organismen profitieren.
برخی قارچها و گیاهان نوعی همزیستی ایجاد میکنند که هر دو موجود از آن سود میبرند.
