معنی ۱neutral · 82%
بهعنوان نشانه یا نمادی برای ایدهای مشخص بهکاررفته.
مثالهای طبیعی
Die weiße Taube ist ein symbolisches Zeichen für Frieden.
کبوتر سفید نمادی از صلح است.
Zum Abschied pflanzten sie symbolisch einen Baum.
آنها برای بدرقه بهشکلی نمادین درختی کاشتند.
Die Geste war symbolisch gemeint, nicht als echte Zahlung.
این حرکت نمادین بود، نه پرداخت واقعی.
نکتهٔ کاربردی
symbolisch معنایی فراتر از عمل ظاهری دارد؛ درجهپذیر است، هرچند معمولاً مقایسه نمیشود.
درس کوتاه: symbolisch
بهعنوان نشانه یا نمادی برای ایدهای مشخص بهکاررفته. symbolisch معنایی فراتر از عمل ظاهری دارد؛ درجهپذیر است، هرچند معمولاً مقایسه نمیشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «symbolisch» مطابقت دارد؟
