معنی ۱neutral; mathematical and visual contexts · 82%
در دو سوی محوری بهصورت متعادل و آینهای چیدهشده.
مثالهای طبیعی
Das Muster auf dem Teppich ist fast symmetrisch.
نقش روی فرش تقریباً متقارن است.
Falte das Papier so, dass beide Seiten symmetrisch liegen.
کاغذ را طوری تا کن که دو طرف متقارن قرار گیرند.
Die beiden Flügel sind nicht ganz symmetrisch geformt.
دو بال کاملاً متقارن شکل نگرفتهاند.
نکتهٔ کاربردی
symmetrisch پیش از اسم یا پس از فعل ربطی میآید و درجهپذیر است: symmetrischer، am symmetrischsten.
درس کوتاه: symmetrisch
در دو سوی محوری بهصورت متعادل و آینهای چیدهشده. symmetrisch پیش از اسم یا پس از فعل ربطی میآید و درجهپذیر است: symmetrischer، am symmetrischsten.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «symmetrisch» مطابقت دارد؟
