معنی ۱neutral · 88%
تغییر جسمی یا ذهنیای که میتواند نشان دهد شخص بیماری یا وضعیت مشخصی دارد
مثالهای طبیعی
Halsschmerzen können ein Symptom einer Infektion sein.
گلودرد میتواند علامت عفونت باشد.
Erzähle dem Arzt von all deinen Symptomen.
همهٔ علائمت را به پزشک بگو.
Die Symptome wurden über Nacht schlimmer.
علائم در طول شب شدیدتر شدند.
نکتهٔ کاربردی
Symptom یک اسم آلمانی با حرف تعریف das است و شکل جمع آن Symptome است.
