معنی ۱neutral; personal demonym, use a person's preferred identification · 82%
مردی از ترکیه یا دارای تابعیت ترکیه.
مثالهای طبیعی
Der Türke aus Izmir arbeitet jetzt in Berlin.
مردی از ازمیر ترکیه اکنون در برلین کار میکند.
Ein türkischer Pass bestätigt seine Staatsangehörigkeit; er ist Türke.
گذرنامهٔ ترکیه تابعیت او را تأیید میکند؛ او ترک است.
Als Türke spricht er zu Hause auch Türkisch.
او بهعنوان مردی ترک در خانه ترکی هم صحبت میکند.
نکتهٔ کاربردی
Türke صورت مردانه است و صورت زنانه Türkin؛ زمینه مشخص میکند منظور تابعیت یا تبار است و ترجیح شخص اهمیت دارد.
درس کوتاه: Türke
مردی از ترکیه یا دارای تابعیت ترکیه. Türke صورت مردانه است و صورت زنانه Türkin؛ زمینه مشخص میکند منظور تابعیت یا تبار است و ترجیح شخص اهمیت دارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Türke» مطابقت دارد؟
