معنی ۱informal · 87%
پنهانی یا شتابزده از مکان یا موقعیتی فرار کردن
مثالهای طبیعی
Der Verdächtige ist während des Transports getürmt.
مظنون هنگام انتقال در رفت.
Die Gäste sind getürmt, ohne die Rechnung zu bezahlen.
مهمانها بدون پرداخت صورتحساب در رفتند.
Zwei Schüler türmten in der Pause vom Schulgelände.
دو دانشآموز در زنگ تفریح از محوطهٔ مدرسه در رفتند.
نکتهٔ کاربردی
در معنای فرار، زمان Perfekt با sein ساخته میشود: er ist getürmt.
