معنی ۱neutral · 88%
توانایی طبیعی برای انجام بسیار خوبِ کاری
مثالهای طبیعی
Sie hat ein großes Talent für Musik.
او استعداد زیادی در موسیقی دارد.
Sein Talent für Organisation fällt sofort auf.
استعداد او در سازماندهی فوراً به چشم میآید.
Die Trainerin möchte junge Talente gezielt fördern.
مربی میخواهد استعدادهای جوان را بهطور هدفمند پرورش دهد.
نکتهٔ کاربردی
با Talent für + اسم میتوان حوزهٔ استعداد را بیان کرد. جمع Talente گاهی به افراد بااستعداد هم اشاره دارد.

