عضو مرد جنبش اسلامگرای طالبان در افغانستان.
مثالهای طبیعی
Ein Taliban wurde im Bericht als Sprecher der Gruppe bezeichnet.
در گزارش از یک عضو طالبان بهعنوان سخنگوی گروه نام برده شد.
Mehrere Taliban veröffentlichten eine Erklärung zu den Verhandlungen.
چند عضو طالبان بیانیهای دربارهٔ مذاکرات منتشر کردند.
Der Journalist prüft die Angaben über den Taliban unabhängig.
روزنامهنگار اطلاعات مربوط به آن عضو طالبان را مستقلاً بررسی میکند.
نکتهٔ کاربردی
Taliban مذکر است و بیشتر بهصورت جمعِ die Taliban میآید؛ حالت اضافی مفرد des Taliban یا des Talibans است.
درس کوتاه: Taliban
عضو مرد جنبش اسلامگرای طالبان در افغانستان. Taliban مذکر است و بیشتر بهصورت جمعِ die Taliban میآید؛ حالت اضافی مفرد des Taliban یا des Talibans است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Taliban» مطابقت دارد؟
