معنی ۱formal · 86%
به کسی یا چیزی مربوط شدن یا بر آن اثر گذاشتن
مثالهای طبیعی
Die neue Regelung tangiert vor allem kleinere Unternehmen.
مقررات جدید عمدتاً شرکتهای کوچکتر را تحت تأثیر قرار میدهد.
Diese Frage tangiert meine private Entscheidung nicht.
این پرسش به تصمیم شخصی من مربوط نمیشود.
Das Urteil tangiert bestehende Verträge nur indirekt.
این رأی فقط بهطور غیرمستقیم بر قراردادهای موجود اثر میگذارد.
نکتهٔ کاربردی
در زبان عمومی، tangieren نسبتاً رسمی است و اغلب میتوان آن را با betreffen یا berühren جایگزین کرد.
