معنی ۱neutral · 90%
در موقعیتی که نیاز به اقدام دارد، منفعل ماندن و کاری نکردن
مثالهای طبیعی
Die Behörden dürfen angesichts der Schäden nicht tatenlos bleiben.
مقامها نباید در برابر این خسارتها دسترویدست بگذارند.
Er sah tatenlos zu, wie der Konflikt eskalierte.
او بیعمل تماشا کرد که درگیری چگونه تشدید شد.
Wir können bei solchen Missständen nicht länger tatenlos zusehen.
دیگر نمیتوانیم در برابر چنین نابسامانیهایی بیعمل تماشا کنیم.
نکتهٔ کاربردی
tatenlos معمولاً این برداشت را میدهد که اقدام ممکن یا مورد انتظار بوده است.
