معنی ۱neutral · 90%
خودرویی با راننده که در ازای دریافت پول افراد را به مقصد دلخواهشان میرساند.
مثالهای طبیعی
Wir nehmen ein Taxi zum Flughafen.
ما با تاکسی به فرودگاه میرویم.
Vor dem Bahnhof warten mehrere Taxis.
چند تاکسی جلوی ایستگاه قطار منتظرند.
Sie fährt abends mit dem Taxi nach Hause.
او عصرها با تاکسی به خانه برمیگردد.
نکتهٔ کاربردی
Taxi به خود خودرو اشاره دارد و بهویژه با فعلهایی مانند nehmen، bestellen و fahren میآید.
ترکیبهای رایج
ein Taxi nehmen — برای رفتن به جایی از تاکسی استفاده کردنein Taxi bestellen — با تلفن یا برنامه تاکسی درخواست کردنmit dem Taxi fahren — از تاکسی بهعنوان وسیلهٔ رفتوآمد استفاده کردن
اشتباه رایج
Ich fahre mit Taxi.
Ich fahre mit dem Taxi.
در این عبارت پس از mit معمولاً حرف تعریف معین در حالت داتیو میآید: mit dem Taxi.
درس کوتاه: Das Taxi: حرف تعریف و جمع
Taxi خنثی است: das Taxi. جمع آن die Taxis است. برای یک سفر اغلب میگویند ein Taxi nehmen یا ein Taxi bestellen. با mit میگوییم mit dem Taxi fahren.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام شکل درست است؟
