ارزش مالی یا مقدار چیزی را بهطور تقریبی برآورد کردن.
مثالهای طبیعی
Die Gutachterin taxierte den Wert des alten Hauses auf rund 400.000 Euro.
کارشناس ارزش خانهٔ قدیمی را حدود چهارصد هزار یورو برآورد کرد.
Fachleute taxieren die Kosten der Sanierung inzwischen auf das Doppelte.
کارشناسان حالا هزینهٔ بازسازی را دو برابر برآورد قبلی میدانند.
Die Sammlerin taxierte den Preis der seltenen Uhr deutlich niedriger als der Verkäufer.
مجموعهدار بهای ساعت کمیاب را بسیار پایینتر از رقم فروشنده برآورد کرد.
نکتهٔ کاربردی
در «auf 400.000 Euro taxieren» حرف اضافهٔ «auf» با آکوزاتیو رقم برآوردی را بیان میکند.
