معنی ۱neutral · 92%
کاری که چند نفر با همکاری یکدیگر برای رسیدن به هدف مشترک انجام میدهند
مثالهای طبیعی
Gute Teamarbeit hat das Projekt deutlich beschleunigt.
کار تیمی خوب پروژه را بهطور محسوسی سریعتر کرد.
Teamarbeit gehört zu meinen wichtigsten beruflichen Stärken.
کار تیمی یکی از مهمترین نقاط قوت حرفهای من است.
Ohne klare Kommunikation funktioniert Teamarbeit nur schwer.
بدون ارتباط روشن، کار تیمی بهسختی پیش میرود.
نکتهٔ کاربردی
ترکیبهای رایج شامل gute Teamarbeit، erfolgreiche Teamarbeit و Teamarbeit fördern است.
