شاخه یا بخش مشخصی از یک حوزهٔ بزرگترِ دانش، فعالیت یا مسئولیت.
مثالهای طبیعی
Die Forscherin untersucht ein bislang vernachlässigtes Teilgebiet der Sprachwissenschaft.
این پژوهشگر زیرحوزهای از زبانشناسی را بررسی میکند که تاکنون نادیده گرفته شده بود.
Für dieses Teilgebiet der Verwaltung ist künftig eine eigene Abteilung zuständig.
از این پس، بخش مستقلی مسئول این حوزهٔ فرعی در اداره خواهد بود.
Ihre Expertise reicht über das medizinische Teilgebiet hinaus, in dem sie promoviert hat.
تخصص او فراتر از شاخهٔ پزشکیای است که در آن دکتری گرفته است.
