معنی ۱neutral · 88%
فردی که در یک رویداد، دوره، مسابقه یا فعالیت شرکت میکند
مثالهای طبیعی
Der Kurs ist auf zwanzig Teilnehmer begrenzt.
ظرفیت دوره به بیست شرکتکننده محدود شده است.
Alle Teilnehmer müssen sich vor dem Start anmelden.
همهٔ شرکتکنندگان باید پیش از شروع ثبتنام کنند.
Jeder Teilnehmer bekommt am Eingang ein Namensschild.
هر شرکتکننده در ورودی یک کارت نام دریافت میکند.
نکتهٔ کاربردی
جمع نیز Teilnehmer است: ein Teilnehmer، viele Teilnehmer. برای زن Teilnehmerin بهکار میرود.

