معنی ۱neutral · 88%
فقط در بخشی یا از بعضی جنبهها، نه بهطور کامل
مثالهای طبیعی
Das Gebäude ist teilweise renoviert.
ساختمان تا حدی بازسازی شده است.
Am Nachmittag ist es teilweise bewölkt.
بعدازظهر هوا تا حدی ابری است.
Ich kann dieser Einschätzung nur teilweise zustimmen.
من فقط تا حدی میتوانم با این ارزیابی موافق باشم.
نکتهٔ کاربردی
teilweise دامنهٔ یک گزاره را محدود میکند و نشان میدهد چیزی کامل نیست. معادلهای رایج: «تا حدی، بخشی، از بعضی جهات».
