معنی ۱neutral; religious and historical contexts · 82%
ساختمانی مقدس که جامعهای دینی از آن برای نیایش استفاده میکند.
مثالهای طبیعی
Besucher ziehen vor dem Tempel ihre Schuhe aus.
بازدیدکنندگان پیش از ورود به معبد کفشهایشان را درمیآورند.
Der Tempel wurde vor vielen Jahrhunderten erbaut.
این معبد چندین سده پیش ساخته شده است.
In der Nähe des Tempels liegt ein ruhiger Garten.
باغی آرام نزدیک معبد قرار دارد.
نکتهٔ کاربردی
Tempel مذکر است و جمع آن Tempel است؛ برای نیایشگاههای ادیان و دورههای تاریخی گوناگون بهکار میرود.
درس کوتاه: Tempel
ساختمانی مقدس که جامعهای دینی از آن برای نیایش استفاده میکند. Tempel مذکر است و جمع آن Tempel است؛ برای نیایشگاههای ادیان و دورههای تاریخی گوناگون بهکار میرود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Tempel» مطابقت دارد؟
