معنی ۱neutral · 88%
مقدار اندازهگیریشدهٔ گرم یا سرد بودن چیزی
مثالهای طبیعی
Die Temperatur steigt morgen auf 25 Grad.
فردا دما به ۲۵ درجه میرسد.
Die Ärztin misst die Temperatur des Patienten.
پزشک دمای بدن بیمار را اندازه میگیرد.
Die Flüssigkeit muss bei einer konstanten Temperatur gelagert werden.
مایع باید در دمای ثابت نگهداری شود.
نکتهٔ کاربردی
در آلمانی برای بیان شرایط دمایی معمولاً bei + Dativ میآید: bei 20 Grad، bei hoher Temperatur.

