معنی ۱neutral · 88%
سرعت یا آهنگی که چیزی با آن حرکت میکند یا رخ میدهد
مثالهای طبیعی
Bitte reduzieren Sie das Tempo vor der Kurve.
لطفاً پیش از پیچ سرعت را کم کنید.
Wir können dieses Tempo nicht die ganze Woche halten.
نمیتوانیم تمام هفته این سرعت کار را حفظ کنیم.
Das Stück beginnt in einem langsamen Tempo.
قطعه با تمپوی آهسته شروع میشود.
نکتهٔ کاربردی
Tempo میتواند سرعت حرکت، ریتم کار یا تمپوی موسیقی را بیان کند. ترکیب das Tempo erhöhen/senken رایج است.

