معنی ۱formal · 89%
مقرر یا تعیینشده در وصیتنامهٔ معتبر از نظر حقوقی.
مثالهای طبیعی
Sie setzte ihre Nichte testamentarisch als Alleinerbin ein.
او در وصیتنامه، خواهرزادهاش را تنها وارث خود قرار داد.
Die testamentarische Verfügung wurde erst nach der Beerdigung eröffnet.
مفاد وصیتنامه تنها پس از مراسم خاکسپاری اعلام شد.
Eine testamentarische Erbeinsetzung kann unter bestimmten Voraussetzungen angefochten werden.
تعیین وارث در وصیتنامه در شرایط مشخصی قابل اعتراض است.
نکتهٔ کاربردی
اغلب پیش از اسم میآید؛ کاربرد قیدی مانند «testamentarisch einsetzen» نیز درست است.
