معنی ۱neutral; geographic adjective · 82%
مربوط به تورینگن یا چیزهایی از این ایالت آلمان.
مثالهای طبیعی
Wir probieren auf dem Markt eine Thüringer Bratwurst.
در بازار یک سوسیس تورینگیایی را امتحان میکنیم.
Der Thüringer Wald ist im Herbst besonders ruhig.
جنگل تورینگن در پاییز بهویژه آرام است.
Eine Thüringer Zeitung berichtet über das Fest.
یک روزنامهٔ تورینگیایی دربارهٔ جشن گزارش میدهد.
نکتهٔ کاربردی
Thüringer بهعنوان صفت جغرافیایی با حرف بزرگ نوشته میشود و تغییر نمیکند؛ درجهپذیر هم نیست.
درس کوتاه: Thüringer
مربوط به تورینگن یا چیزهایی از این ایالت آلمان. Thüringer بهعنوان صفت جغرافیایی با حرف بزرگ نوشته میشود و تغییر نمیکند؛ درجهپذیر هم نیست.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Thüringer» مطابقت دارد؟
