ژرفای معنا یا غنای اندیشه در یک گفته یا اثر.
مثالهای طبیعی
Hinter der knappen Erzählung verbirgt sich ein Tiefsinn, der erst beim zweiten Lesen deutlich wird.
در پس این روایت کوتاه عمق معنایی نهفته است که تازه با خواندن دوباره آشکار میشود.
Der Regisseur verzichtet auf Pathos, ohne dem Film seinen Tiefsinn zu nehmen.
کارگردان از احساساتگرایی پرهیز میکند، بیآنکه عمق معنایی فیلم را بگیرد.
Nicht die Länge seiner Rede, sondern ihr Tiefsinn beeindruckte die Zuhörer.
نه طول سخنرانی او، بلکه ژرفای اندیشهاش شنوندگان را تحت تأثیر قرار داد.
