tippen
B1فعلپیس، نمایشنامه، سرگرمی مخصوص
JadoLearn Dictionary
tippen یعنی پیس. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پیس، نمایشنامه، سرگرمی مخصوص
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
لقا، چهر، ریخت
پیس، نمایشنامه، سرگرمی مخصوص
پیس، نمایشنامه، سرگرمی مخصوص
پیس، نمایشنامه، سرگرمی مخصوص
پیس، نمایشنامه، سرگرمی مخصوص
تهمت، مطالبه هزینه، اتهام
نویسنده مزدور، درشکه کرایه، ریزه کردن
جنم، ماشین تحریر، نوع
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
اسیر کردن، به تصرف درآوردن، تسخیر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.