معنی ۱neutral; regional demonym · 82%
مردی که اهل تیرول است یا در آن زندگی میکند.
مثالهای طبیعی
Ein Tiroler zeigt den Gästen einen Wanderweg.
مردی تیرولی مسیر پیادهروی را به مهمانها نشان میدهد.
Der Tiroler kennt die Geschichte des Dorfes.
این مرد تیرولی تاریخ روستا را میداند.
Der Tiroler begrüßte die Wandergruppe vor der Hütte.
مرد تیرولی بیرون کلبه از گروه کوهنوردان استقبال کرد.
نکتهٔ کاربردی
Tiroler مذکر است، جمع آن Tiroler و حالت اضافیاش des Tirolers است؛ صورت مؤنث Tirolerin است.
درس کوتاه: Tiroler
مردی که اهل تیرول است یا در آن زندگی میکند. Tiroler مذکر است، جمع آن Tiroler و حالت اضافیاش des Tirolers است؛ صورت مؤنث Tirolerin است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Tiroler» مطابقت دارد؟
