شرکتی که در یک گروه شرکتی تحت کنترل شرکت دیگری قرار دارد
مثالهای طبیعی
Das Tochterunternehmen erwirtschaftet inzwischen ein Drittel des Konzernumsatzes.
شرکت زیرمجموعه اکنون یکسوم درآمد گروه را ایجاد میکند.
Der Konzern plant, ein nicht strategisches Tochterunternehmen zu verkaufen.
گروه قصد دارد یکی از شرکتهای زیرمجموعهٔ غیراستراتژیک را بفروشد.
Das Tochterunternehmen verfügt über eine eigene Geschäftsführung.
شرکت زیرمجموعه مدیریت اجرایی مستقل خود را دارد.
نکتهٔ کاربردی
این واژه بیشتر بر بنگاه اقتصادی تأکید دارد؛ Tochtergesellschaft اغلب شخصیت حقوقی را برجسته میکند.
