معنی ۱neutral · 92%
چیزی را بدون جلوگیری از آن پذیرفتن یا تحمل کردن، حتی اگر لزوماً تأییدش نکنیم
مثالهای طبیعی
Die Leitung toleriert keine persönlichen Beleidigungen.
مدیریت توهینهای شخصی را تحمل نمیکند.
Ich kann etwas Lärm am Wochenende tolerieren.
میتوانم آخر هفته کمی سروصدا را تحمل کنم.
Eine Meinung zu tolerieren heißt nicht, ihr zuzustimmen.
تحمل یک نظر به معنی موافقت با آن نیست.
نکتهٔ کاربردی
tolerieren مفعول مستقیمِ آکوزاتیو میگیرد و اغلب مرز میان اجازه دادن و تأیید کردن را نشان میدهد.
