معنی ۱neutral · 90%
شیوه و کیفیت عاطفی بیان هنگام صحبت کردن
مثالهای طبیعی
Nicht die Kritik selbst, sondern ihr scharfer Tonfall irritierte das Team.
خود انتقاد نه، بلکه لحن تند او تیم را ناراحت کرد.
Am ruhigen Tonfall erkannte man, dass er die Situation unter Kontrolle hatte.
از لحن آرامش میشد فهمید که اوضاع را کنترل میکند.
In Beschwerden sollte der Tonfall sachlich und respektvoll bleiben.
در شکایتها، لحن باید منطقی و محترمانه باقی بماند.
نکتهٔ کاربردی
Tonfall به شیوهٔ گفتن مربوط است، نه محتوای لفظی جمله.
