معنی ۱neutral · 89%
زیر یا بمبودن صدایی که با بسامد آن ارتباط دارد.
مثالهای طبیعی
Die Sängerin traf die schwierige Tonhöhe trotz der Erkältung genau.
خواننده با وجود سرماخوردگی، نت دشوار را دقیق اجرا کرد.
Bei einer Frage steigt die Tonhöhe am Satzende in manchen Sprachen an.
در برخی زبانها زیر و بمی صدا در پایان پرسش بالا میرود.
Das Messgerät zeigte eine gleichbleibende Tonhöhe, obwohl der Ton lauter wurde.
دستگاه نشان داد با اینکه صدا بلندتر شد، زیر و بمی آن ثابت ماند.
نکتهٔ کاربردی
«Tonhöhe erhöhen» یعنی زیرترکردن صدا؛ «Lautstärke erhöhen» یعنی بلندترکردن آن.
