معنی ۱neutral · 90%
ظرف گودی که برای پخت غذا استفاده میشود
مثالهای طبیعی
Der Topf steht auf dem Herd.
قابلمه روی اجاق است.
Gib das Gemüse in den Topf.
سبزیجات را داخل قابلمه بریز.
Wir brauchen einen neuen großen Topf.
یک قابلمهٔ بزرگ جدید لازم داریم.
نکتهٔ کاربردی
جمع با اوملاوت و -e ساخته میشود: Topf → Töpfe.
ترکیبهای رایج
— داخل قابلمه

