Torso
C2اسمتنه، جامه دان، خرطوم
JadoLearn Dictionary
Torso یعنی تنه. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تنه، جامه دان، خرطوم
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نوش کردن، رفع عطش کردن، میگساری کردن
سنگ لوح، ورقه سنگ، سنگ متورق
تنه کشتی، لاشه کشتی، تنه
فرم، تشکیل یافتن، تشکیل دادن
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.