معنی ۱neutral · 90%
کامل یا شامل همهٔ مقدار
مثالهای طبیعی
Die totalen Kosten liegen bei hundert Euro.
هزینهٔ کل صد یورو است.
Das war ein totaler Fehler.
این یک اشتباه کامل بود.
Die Struktur wurde total verändert.
ساختار کاملاً تغییر کرد.
نکتهٔ کاربردی
در گفتار روزمره total بهصورت قیدی برای تأکید هم رایج است.
ترکیبهای رایج
— هزینهٔ کل

