معنی ۱neutral · 90%
سفر یا گردش با چند توقف یا مسیر مشخص
مثالهای طبیعی
Wir machen morgen eine Tour durch die Stadt.
فردا در شهر یک تور میرویم.
Am Sonntag planen wir eine lange Radtour.
یکشنبه یک تور دوچرخهسواری طولانی داریم.
Die Tour dauert rund drei Stunden.
تور حدود سه ساعت طول میکشد.
نکتهٔ کاربردی
جمع آن Touren است.
ترکیبهای رایج
— تور رفتن

