معنی ۱neutral · 88%
سفر برای تفریح یا اقامت موقت، همراه با خدمات و کسبوکارهایی که به بازدیدکنندگان خدمت میکنند
مثالهای طبیعی
Der Tourismus schafft in der Region viele Arbeitsplätze.
گردشگری در این منطقه شغلهای زیادی ایجاد میکند.
Im Sommer nimmt der Tourismus an der Küste deutlich zu.
در تابستان گردشگری در ناحیهٔ ساحلی بهطور محسوسی افزایش مییابد.
Die Stadt möchte nachhaltigen Tourismus stärker fördern.
شهر میخواهد گردشگری پایدار را بیشتر تقویت کند.
نکتهٔ کاربردی
Tourismus معمولاً مفرد و غیرقابلشمارش است. ترکیبهای رایج شامل nachhaltiger Tourismus، Massentourismus و Tourismus fördern است.

