مربوط به گردشگری یا ویژگی مکانها و خدمات ویژهٔ بازدیدکنندگان.
مثالهای طبیعی
Der Wasserfall ist eine bekannte touristische Attraktion.
این آبشار جاذبهای گردشگری و شناختهشده است.
Die Gemeinde plant eine touristische Infrastruktur am See.
شهرداری در کنار دریاچه زیرساخت گردشگری برنامهریزی میکند.
Touristische Angebote gibt es auch außerhalb der Hauptsaison.
خدمات گردشگری بیرون از فصل اوج هم در دسترساند.
نکتهٔ کاربردی
touristisch به گردشگری مربوط است و معمولاً درجهپذیر نیست؛ اغلب پیش از Attraktion، Angebot یا Infrastruktur میآید.
درس کوتاه: touristisch
مربوط به گردشگری یا ویژگی مکانها و خدمات ویژهٔ بازدیدکنندگان. touristisch به گردشگری مربوط است و معمولاً درجهپذیر نیست؛ اغلب پیش از Attraktion، Angebot یا Infrastruktur میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «touristisch» مطابقت دارد؟
