معنی ۱neutral · 90%
اثر مثبت، حالوهوا، شادی یا چشماندازی را کاهش دادن یا خدشهدار کردن
مثالهای طبیعی
Ein technischer Zwischenfall trübte den ansonsten gelungenen Abend.
یک مشکل فنی شبِ در مجموع موفق را کمی خراب کرد.
Neue Handelskonflikte trüben die Aussichten für das kommende Jahr.
تنشهای تجاری جدید چشمانداز سال آینده را تیره میکنند.
Die Freude über den Erfolg wurde durch die Verletzung einer Kollegin getrübt.
شادی موفقیت بهدلیل آسیبدیدگی یکی از همکاران کمرنگ شد.
نکتهٔ کاربردی
در کاربرد مجازی، مفعول معمولاً چیزی مثبت است که کمتر روشن، خوشایند یا امیدوارکننده میشود.
