معنی ۱neutral · 88%
قطرهای از مایع چشم، بهویژه هنگام گریه
مثالهای طبیعی
Beim Abschied hatte sie Tränen in den Augen.
هنگام خداحافظی اشک در چشمانش بود.
Der Film rührte ihn zu Tränen.
فیلم او را به گریه انداخت.
Eine Träne lief dem Kind über die Wange.
یک قطره اشک روی گونهٔ کودک سرازیر شد.
نکتهٔ کاربردی
ترکیبهای رایج شامل Tränen in den Augen haben و jemanden zu Tränen rühren هستند.

